پیامک و جوک 20

مطالب خنده دار و مفید و سرگرم کننده جوک و داستان های خنده دار و طنز عکس های خنده دار شعر خنده دار و هزران مطالب جالب دیگر

جوک اینترنت

اینترنت ایران ...

تاریخ ارسال: یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 11:48 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

جوک جدید مهر 94

والا ما که بچه بودیم ، همون اول که میرفتیم جایی مامانمون میگفت
“نمیدونین چه بچه ی خوب و آرومیه”!
ما هم گیر میکردیم تو رودرواسی تا آخر مهمونی
میشستیم یه گوشه گلای قالی رو میشمردیم که حرفِ ننه مون زمین نیفته !

اصلا نسلِ بامرامی بودیم ….جزغاله شدیم …حیف


دختره اینقد چاقه که وقتی پالتو زرد می پوشه با تاکسی اشتباه می گیرنش
.
.
.
.
.
.
اون وقت استاتوس گذاشته : نگاهت را درگیر اندام ظریفم نکن.
حرکت کن ترافیک نشه  


مورد داشتیم دختره میخواسته خود کشی کنه ... 
طناب صورتی گیرش نیومده که با رژ لبش ست بشه بی خیال شده :

.

.

.

.

.

.

.الانم زندس دنبال شوهر میگرده .....






ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺯﺩ ﯾﺎﺏ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻮ ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺗﻮﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻇﺮﻑ 10 ﺩﻗﯿﻘﻪ 7 ﺗﺎ
ﺩﺯﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ !:
ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﻇﺮﻑ 10 ﺩﻗﯿﻘﻪ 6 ﺗﺎ ﺩﺯﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ !:
ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻇﺮﻑ 10 ﺩﻗﯿﻘﻪ 40 ﺗﺎ ﺩﺯﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ !:
ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻇﺮﻑ 1 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻮ ﻣﯿﺪﺯﺩﻥ !:
ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﺮﺍﻥ ﺧﺎﺍﺍﮎ ﺩﻟﯿﯿﯿﯿﯿﺮﺍﻥ !:
ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﺮﺍﻥ ﻏﺮﺭﺭﺵ ﺷﯿﯿﯿﺮﺍﻥ !:
ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﺮﺍﻥ ﻫﻤﯿﯿﯿﺸﻪ ﺟﺎﻭﻭﯾﺪﺍﻥ!
ﻧﺨﻨﺪ ﮐﺸﻮﺭﺗﻪ


تاریخ ارسال: یکشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 12:08 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

جوک خنده 94

دیگر نگران شب اول قبر نباشید!!

.
...

..
.
.
.
.
.
.
.
.

گاج منتشر کرد :
مجموعه سوالات شب اول قبر با پاسخهای طبقه بندی شده
نکیر منکر را به خانه ببرید

دقت کردین ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کافیه تو یه رابطه ی عاشقانه باشی اونوقته که از زمین و آسمون بهت پیشنهادای دوستی میشه اما حالا اگه تنها باشی به مارمولک پیشنهاد بدی رد می کنه :|

ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻐﻠﯿﻤﻮﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺯﯾﺮ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺍﺷﺖ
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ
غلام ﺷُﺮﺗﯽ !

ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﻐﺎﺯﺷﻮ ﻋﻮﺽ کرد کتابفروشی زد
الان میگن کتابفروشی غلام شُرتی

 


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: چهارشنبه 18 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 11:31 ق.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 1 نظر

جوک باحال شهریور 94

جوک باحال شهریور 94

 

اخرش نفهمیدم مترادف کلمه مدیون دقیقا چیه؟

 

.

.

.

مشغولزومبه

مشغلزمه

مشقولظمبه

مشغلضمه

مشقول ظمه

مشقور زمده

مش غول زبده

مشغول زنده

مشغول ظلمه

مش غول زنده...

خدا شاهده اگه درستشو بدونی و نگی مش غول زمبه ای !

 

 

ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻐﻠﯿﻤﻮﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺯﯾﺮ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺍﺷﺖ

ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ

اکبر ﺷُﺮﺗﯽ !

ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﻐﺎﺯﺷﻮ ﻋﻮﺽ کرد کتابفروشی زد

الان میگن کتابفروشی اکبر شُرتی

 

 

ﮔﻮﺷﯿﻮ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﯽ sms ﺩﺍﺩﻩ

...

.

.

.

new masseg from Sanaz !!!

.

.

.

.

.

.

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺳﺎﻧﺎﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﻣﺨﺎﻃﺒﯿﻦ؟ !

ﺑﺎﺯﺵ ﮐﺮﺩﻡ

ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ

ﺳﻼﻡ ...

ﻣﻦ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻠﻢ ...

ﺧﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺦ

ﺍﻧﻘﺪ ﻭﺍﺱ ﻣﻦ ﺷﺎﺥ ﺷﺪﯼ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺎﻣﻮ ﻧﺨﻮﻧﺪﻩ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ! ؟ ! ؟ !

ﮐﻮﺭ ﺧﻮﻧﺪﯼ ...

ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﯿﻨﻢ ﺗﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ؟ ! ؟

 

  
ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 02:10 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 1 نظر

جک پیامک خنده دار دی 93

جوک و اس ام اس خنده دار جدید دی 93

 

ما در ایران افتخار داشتن بزرگترین فروشگاه متحرک جهان ( مترو تهران ) را داریم ولی متاسفانه دیده شده بعضی از سودجویان ازش بعنوان وسیله نقلیه استفاده میکنند.
:|

----------------------------

 

ﻫﯿﭻ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯿﻦ
ﺗﻮ ﺧﺎﺭﺝ
.
.
.
ﺣﺘﯽ بیسواداشونم ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ
ﻣﺎ ﮐﺠﺎﺋﯿﻢ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﮐﺠﺎ )):

----------------------------

همین که هواپیماهای ما جای مشخصی سقوط می کنه و مثل سایر کشورها گم نمیشه
خود سند دیگری بر توانمندی و قدرت متخصصین داخلی کشور ماست

----------------------------

مجری: امروز میخوام یه معما بپرسم ببینم کدومتون از همه باهوش تره
پسرعمه: ای بابا الآن میفهمه من از همه باهوش ترم ریا میشه!
مجری: فامیل دور چرا سرت رو انقدر تکون میدی!؟
فامیل: آقای مجری خیلی وقته از مغزم استفاده نکردم دارم گرم میکنم یه وقت رگ به رگ نشه!
مجری: اون چیه که تو غذا میریزن،اشک آدم رو هم درمیاره!
فامیل: گوشت!
مجری: تا حالا دیدی گوشت اشک کسی رو دربیاره!؟
فامیل: این مقاومت ماست که رفته بالا وگرنه با این پولی که بابت گوشت میدیم باید خون گریه کنیم!

----------------------------   
ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: جمعه 12 دی‌ماه سال 1393 ساعت 07:24 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

پیامک جوک دی 93

جوک های خیلی خنده دار دی 93

جوک و استاتوس خنده دار دی 93 

بعضیا ﯾﻪ ﺟﻮﺭ ﺍﺳﻤﺸﻮنو ﺁﺧﺮ ﺍستاتوﺱ میزﺍﺭن ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺁﯾﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﮐﺮﺩن !

--------------------------------

حیف نون میره کلاس غیرت و خیلی غیرتی میشه!!!
زنش میخواسته بره بیرون!!!
میره جلوش وایمیسته و با صدای بلند میگه: کدوم گوری میری ضعیفه؟
زنش میگه: گوه نخور بابا، با هوشنگ قرار دارم!!!
حیف نون میگه : با هوشنگ هم برمیگردی!!! فهمیدی؟!؟!؟!؟!؟

--------------------------------

مورد داشتیم عروس یه ساعت پشت در آرایشگاه مردونه منتظر بوده . . .

..

.

تا کار ابروی داماد تموم بشه

-------------------------------- 
ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: شنبه 6 دی‌ماه سال 1393 ساعت 10:52 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 0 نظر

جوک معلم و دانش آموز



اس ام اس تبریک روز معلم انگلیسی

معلم پسر غضنفر اونو به مدرسه احضار میکنه ....فرداش غضنفر میره مدرسه و از معلم می پرسه چی شده؟ پسرم چکارکرده ؟؟؟؟معلم : پسر شما خیلی خنگه!!!غضنفر : یعنی چی؟؟ پسر من خیلی هم با هوشه ....معلم: الان بهتون ثابت می کنم...به پسر غضنفر میگه : برو ببین من تو حیاط مدرسه هستم یا نه ؟؟؟پسره میره و بر می گرده میگه : نه خانم معلم تو حیاط نبودید..معلم : شاید تو دفتر مدیر باشم برو اونجا رو هم ببینپسره باز میره و بر می گرده و میگه : نه خانم معلم اونجا هم نبودید .معلم : حالا دیدید بچه تون چقدر خنگه ؟؟؟؟؟غضنفر : خوب شاید رفتید مسافرت خانم معلم !!!!!!!!!!

 

سر کلاس بچه ها داشتن سر وصدا میکردن ..یهو ناظم میاد میگه : ایــــنجا طویلس ؟؟؟؟.......یهو یکی برگشت گفت : نه آقا ! اشتباه اومدی !!! :(((

 

یه معلم داشتیم تو کلاس میگفت شغل ما، شغل انبیاست.منم اومدم خود شیرینی کنم؛ گفتم:انبیا که همشون چوپانی میکردن نه گذاشت، نه برداشت گفت:منم دارم همین کارو میکنم دیگه گوسفند!خدا حفظش کنه زیادی رک بود....

 

کلاس شما بدترین کلاسی بود که تو این سالا داشتم.جمله معمول همه معلم ها, ناظم ها و مدیران مدرسه طی سال, در صورت بروز حادثه...

 

ﻣﻌﻠﻢ سر کلاس فارسی ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ کرﺩ. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎی ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ. ﻣﻌﻠم گفت:ﺷﻌﺮ بنی ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ.ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ کرﺩ:بنی ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎی یکدیگرﻧﺪ که ﺩﺭ ﺁﻓﺮینش ﺯ یک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪﭼﻮ ﻋﻀﻮی ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ دگر عضوها را نماند قرار ﺑﻪ ﺍینجا که ﺭسید ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ. ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: بقیه ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: یادم نمی آید.ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: یعنی چی؟ این ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍنستی ﺣﻔﻆ کنی؟!ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ﺁخه مشکل ﺩﺍﺷﺘﻢ. ﻣﺎﺩﺭﻡ مریض ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ, ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ کار می کند ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ, ﻣﻦ باید کارهای ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ ﻫﻮﺍی ﺧﻮﺍﻫﺮ برادرهایم ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ببخشید.ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: »ببخشید! همین؟! مشکل ﺩﺍﺭی که ﺩﺍﺭی، باید ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ می کردی. مشکلات ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ نمیشه!«ﺩﺭ این ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:ﺗﻮ کز ﻣﺤﻨﺖ دیگران بی غمی نشاید که ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ آدمی

 

++++++++++++++++

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد .

معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد،

 زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد .

دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکی غیر ممکن است .

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید . !!!!!!

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 03:23 ب.ظ | نویسنده: محمود | چاپ مطلب 11 نظر
( تعداد کل: 13 )
   1      2   >>
صفحات